تبليغاتX
اصلاح اندیشه ها
توضیحات اصلاحی در باره بعضی از افکار (اخوان المسلمین، جماعت تبلیغ، تصوّف و مکتب قرآن)

 عقاید خطرناک  آقای احمد مفتی زاده


1- مهمترین و خطرناکترین عقیده احمد مفتی زاده :

اینست که وی ایمان به قرآن و رسالت محمد رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم را شرط نجات و

رستگاری انسانها نمی داند.

دلیل این مطلب این است که آقای احمد مفتی زاده با یکی از علماء کردستان بنام سید عزیز ترجان

مناظره ای دارد و در آن مناظره در پاسخ به سوال سید عزیز ترجان به اینکه آیا یک نفر یهودی یا اهل

کتاب که به قرآن و پیامبر اسلام ایمان نداشته باشد آیا داخل بهشت می شود؟

مفتی زاده در جواب می گوید : بلی به بهشت می رود !!

۲- دومین عقیده خطرناک مفتی زاده و پیروانش:

مفتی زاده بر این نظر بوده است : که  چون دین اسلام به صورت کامل درعصر حاضرو تمام ادوارگذشته

تاریخ به مردم عرضه وپیش نشده ، لذا هر انسانی دارای هر دین و مکتبی هم که باشد به شرط اینکه

در افکار ،و اعمال ناشی از عقایدش ،اخلاص داشته باشد اهل نجات است.

دلیل این مطلب مجموعه سخنرانیها و رساله های مفتی زاده است که ایشان در آنها یک شخص

کمونیست را بدلیل خدماتش به خلق بشر؛ اهل نجات می داند و یا یک بت پرست مخلص را برتر از

یک مؤمن ریاکار خوانده اند.

3 - سومین عقیده متضاد مفتی زاده با اسلام " انکار شفاعت " رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم

در قیامت است.

برای اثبات این گفته کافی است به نوار مناظره احمد مفتی زاده با ملا سید عزیز ترجان مراجعه نمایید.

 

مطالب فوق با اندک تغییر و اختصاری از وبلاگ: (نواقض اسلام احمد مفتي زاده و پيروانش)، نقل شده

است.

 

ادامه تحقیق و بررسی مطالب بیان شده فوق را به شما خوانندگان محترم و گرامی می سپارم تا

خودتان بدون تعصب این مطالب را بررسی نمایید و حق را با دلیل و بدون تعصب یافته و از آن پیروی

 نمایید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 12:19  توسط اصلاح گر  | 

دعوت به همکاری

 

از تمام دوستانی که به این وبلاگ سرمی زنند درخواست دارم که

 هر کس در باره اصلاح اندیشه های گروه ( اخوان المسلمین ،

جماعت تبلیغ ، تصوف و مکتب قرآن ) مطلبی دارد از طریق نظرات

 بفرستد تا ما بررسی نموده و در این وبلاگ انتشار دهیم.

قبلا از همکاریتان متشکرم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:15  توسط اصلاح گر  | 

عقاید و افکار  صوفیان

اگر ما به خواهیم تمام افکار اهل تصوف را به طور تفصیلی بررسی کنیم نیاز به وقت طولانی و ابحاث

 زیادی دارد ولی ما در اینجا بعضی از مهم ترین افکار اهل تصوّف را برای خوانند گان گرامی عرضه

 می کنیم و امیدواریم که برای اهل تحقیق مفید واقع گردد.

1 = عقیده یک صوفی در باره الله:

صوفیان در باره الله دارای عقاید متفاوتی می باشند بعضی از آنها همانند منصور حلاج معتقد به

حلول اند یعنی می گویند: خداوند در وجود تمام مخلوقات همانند روح در جسد انسان حلول نموده

 وداخل شده است.

 ولی بعض دیگر همانند ابن عربی، ابن سبعین، تلمسانی، وعموم رجال تصوف بر عقیده وحدة

الوجود اند یعنی می گویند: همه موجودات یکی اند و خالق از مخلوق جدا نیست. ویعنی اینها به

 نوعی معتقد به این اند که تمام مخلوقات خدا اند.

2 = عقیده یک صوفی در باره رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم:

صوفیان در باره رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم نیز دارای عقاید متفاوتی می باشند بعضی از

آنها می گویند: رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به درجه صوفیان نمی رسد زیرا از علوم اهل

 تصوّف بی خبربوده است همانگونه که بایزید بسطامی گفته است : ما به دریایی فرو رفتیم که

پیامبران بر ساحل آن توقف نموده اند.

ولی بعض دیگر از آنان بر این نظر اند که محمد صلی الله علیه وآله وسلم گنبد کائنات و همان

خداوندی است که بر عرش است. و تمام موجودات وکائنات از نور او آفریده شده است این عقیده

ابن عربی و کسانی که بعد از او آمده ؛ می باشد.

3 = عقیده یک صوفی در باره اولیاء:

صوفیان در باره اولیاءالله نیز دارای عقاید متفاوتی می باشند بعضی از آنها می گویند: که ولی از

نبی بالاتر است ولی عموم اهل تصوف برای عقیده اند که ولی در تمام صفاتش برابر با الله است

او همانند الله می آفریند ، روزی می دهد ، می کشد و تمام کارهای خداوند را انجام می دهد.

4 = عقیده یک صوفی در باره بهشت ودوزخ:

تمام صوفیان در باره بهشت بر این عقیده اند که طلب بهشت عیب بزرگی است و برای یک ولی

 جایز نیست که بهشت را طلب کند آنان بر این عقیده اند که آنچه باید طلب شود : فنا فی الله و

خبر دار شدن از غیب وتصرف در کائنات ....... می باشد. این است بهشت خیالی یک صوفی.

و اما در باره دوزخ وآتش جهنم می گویند: که فرار از جهنم شایسته یک صوفی کامل نیست حتی

 بعضی از آنان همانند بسطامی گفته: اگر بر آتش جهنم تف کند آن خاموش خواهد شد. وحتی

 بعضی از آنان همانند ابن عربی معتقد است : آتش جهنم شیرین و نعمتی است که از نعمتهای

 بهشت کمتر نیست.

5 = عقیده یک صوفی در باره شیطان و فرعون:

عموم صوفیان در باره شیطان و ابلیس بر این عقیده اند که او بهترین مخلوق و کامل تربن بنده است

زیرا سجده غیر الله نکرد . همچنین فرعون در نزد صوفیان از بهترین موّحدان ویکتا پرستان است زیرا

دانسته که هر موجود خدا است بنا بر همین مطلب گفته : انا ربکم الاعلی.لذا به عقیده صوفیان

ابلیس و فرعون هر دو مؤمن وبهشتی اند.

6 = عقیده یک صوفی در باره عبادات:

اهل تصوف بر این عقیده اند که نماز ، روزه، حج ، زکات و دیگر انواع عبادات اینها عبادات عوام الناس

 اند و لی آنان که خودشان را خواص دانسته و برای خودشان عبادات خاصی را قایل اند.

بنا بر این هر گروهی از اهل تصوّف برای خویش شریعت خاصی نحوه اذکار ، لباسها، وخوراکیهای

خاصی را تراشیده و آنها را محکم گرفته وبر آنها عمل می کند.

برای یک صوفی این مهم نیست که اعمالش مخالف شریعت است یانه برای او فقط نظریات خودشان

 مهم است که بدانها طریقت می گویند.

7 = عقیده یک صوفی در باره حلال وحرام:

وحدة الوجودیها یعنی کسانی که قایل به وحدة الوجوداند نزد آنان هیچ چیز حرام نیست زیرا همه

از یک سرچشمه نشأت می گیرند. بنا بر همین مطلب است که در نزد آنان زنا ودیگر محرمات حلال

 و مباح است. ولی بعض دیگر از صوفیان بر این عقیده اند که خداوند از آنان تکالیف شرعی را برداشته

 و برای آنان هر حرامی را حلال نموده است.

8 = عقیده یک صوفی در باره سیاست وحکومت:

روش اهل تصوّف بر این است که نباید با شر وبدی وحکومات ظالم مقابله ومبارزه نمود زیرا بنا بر

گمان و خیال آنان خداوند خودش این نوع حکومتها را برای بندگانش خواسته است.

9 = عقیده یک صوفی در باره تعلیم وتربیت:

صوفیان در تربیت وتعلیم روش خاص خودشان را دارند آنان با بزرگ جلوه دادن طریقت و غالب

آمدن برعقول مردم و آمده نمودن مردم برای بردگی فکری بدین نحو که مرید در مقابل پیری مانند

 مرده در مقبل مرده شو؛ باشد، کار نموده و مردم را از علوم شرعی دور نموده و برده فکری خویش

 می سازند و سپس با هر سازی که بزنند مریدانشان بدون هیچ سوالی می رقصند.

مطلب فوق را بنده به طور مختصر از (فصل دوم : لمحة عن العقيدة و الشعائر الصوفية) کتاب (الفکر

الصوفی فی ضوء الکتاب والسنة ) نوشته عبد الرحمن عبدالخالق ترجمه نموده ام که امیدوارم که

خداوند برای خوانندگان عزیز مفید قرار دهد . آمین .

ناگفته نماند که این عقاید وافکاری که استاد عبدالرحمن عبدالخالق بیان نموده اند افکار سران ،

بزرگان وپیران اهل تصوف است و شاید افرادی که تازه وارد این میدان شده واز مریدان تازه کارند

چنین افکاری را نداشته واز آنها بی خبر باشند ولی اگر به تصوف و راه طریقتشان ادامه دهند به

 همین افکار وعقاید انحرافی گرفتار خواهند شد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت 13:40  توسط اصلاح گر  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

(پیروان قرآن وسنّت)

 

دوستان وکاربران گرامی از آنجایی که دعوت و رساندن دین خدا؛ به مردم وظیفه هر

مسلمان است . ما بر این شدیم تا به صورت دستجمعی تحت نام ( پیروان قرآن وسنّت)

کار دعوت دین را که وظیفه هر مسلمان است انجام دهیم  لذا افرادی که دوست دارند به

 روش دستجمعی در میدان دعوت به سوی قرآن وسنّت؛ کار کنند و با افکار( پیروان قرآن

وسنّت ) موافق اند با ما همکاری کنند.

 (پیروان قرآن وسنّت ) در میدان دعوتی خویش به امور زیر می پردازد:

1 ) پخش و انتشار ترجمه وتفسیرصحیح ودرست قرآن در میان مردم.

2 ) پخش و انتشار ترجمه و توضیح صحیح ودرست احادیث صحیح در میان مردم.

3 ) بیان عقاید درست و صحیح اسلامی برای مردم.

4 ) مبارزه با بدعات و خرافات موجود در میان جامعه.

5 ) بیان فقه صحیح و مدلّل اسلامی برای مردم.

6 ) تلاش و کوشش برای وحدت اسلامی.

7 ) بالا بردن سطح فکری و دینی مردم.

۸ ) مبارزه وجهاد با افکار ضد دینی واستعماری مروّج در جامعه.

۹) فراهم نمودن موقعیت واسباب در جامعه برای یادگیری زبان عربی که زبان قرآن وسنّت

وکلید فهم دین است.

اعضای ( پیروان قرآن وسنّت ) در سطح اینترنت وجامعه به نشر واشاعه این افکار می پردازند.

هرکس که می خواهد عضو ( پیروان قرآن وسنّت ) شود باید سایت ویا وبلاگی داشته باشد واز

طریق نظرات ما را خبر دار نماید تا نام وبلاگ او را در لیست پیوندها نوشته وبه عنوان عضو

 (پیروان قرآن وسنّت )  در اینترنت وغیر اینترنت برای اهداف فوق الذکرفعالیت کند .

ازآنجای که نام داعی در خدمت به دین هرچند مخفی تر و گم نام تر باشد اخلاص بیشتر و

رسیدن به هدف زودتر می شود اعضای ( پیروان قرآن وسنّت ) همدیگر را نخواهند دید وبا

نامهای مستعاری که در وبلاگها وسایتهایشان دارند و فقط از طریق نظرات و چت روم های

اینترنت همدیگر را می شناسند.

ما منتظر شماییم وشما هرگز ما را در راستای بهتر خدمت نمودن به دین از انتقادات و

پیشنهادات مفید خویش محروم نسازید.

موفق وپیروز باشید و خداوند یار ویاور شما باد.

تاریخ ایجاد (پیروان قرآن وسنّت ) روزشنبه ؛دهم مرداد؛ هزار وسیصد و هشتاد

 و هشت هجری شمسی می باشد. 

شنبه ۱۰/۵/۱۳۸۸

منبع : (پیروان قرآن وسنت)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 9:13  توسط اصلاح گر  | 

خرافات گرایی جماعت تبلیغ

یکی از بزرگ ترین عیوب جماعت تبلیغ خرافات گرایی این گروه است وشاید بتوان این را در راه و

روش و نحوی بر خورد این افراد بوضوح مشاهد کرد . ولی اگر بخواهیم این جریان را بررسی نماییم

می بینیم که  دوعلت اساسی وجود دارد که این جماعت خرافات گرا و بدعتی شده اند وما بطور

 مختصر به هریک از آنها اشاره می کنیم:

1 ) یکی ازعلتهای که جماعت تبلیغ خرافات گرا و بدعات پسند نموده بی سوادی و یا کم علمی

 افراد این گروه است .

آری حدودا نود وپنج ویا حتی بیشتر از این نیز؛ افراد جماعت تبلیغ بی سواد و عوام اند و از علوم

دینی و کتاب الله و سنّت آگاهی ندارند و در حالیکه باید یک داعی دین ؛عالم وعامل به دین باشد .

زیرا یک فرد وقتی خودش از دین بطور درست وصحیح آگاهی واطلاعاتی ندارد چگونه می تواند

دیگران را درست وصحیح به اسلام دعوت دهد. افراد جماعت تبیلغ بنا بر بی سواد بودن و نداشتن

آگاهی کامل و درست از قرآن واحادیث صحیح، بیشتر معلومات واطلاعات دینی خودشان را از

سخنانی که از افراد گروهشان شنیده ؛ گرفته وسپس بدون تحقیق بر آنها اعتماد و عمل نموده

وسپس آنها را نقل کرده ودیگران را بدان دعوت می دهند.

2 ) نکته دومی که باعث این شده تا در میان افراد این جماعت خرافات وبدعات زیادی به چشم به

خورد ؛ اعتماد بیش از حدّ آنان به کتاب (فضایل اعمال ) است .

این کتاب ازآنجایی که در آن دقت نشده؛ احادیث ضعیف ، موضوع  و داستانهای دروغین زیادی به

چشم می خورد. برادران تبلیغی این کتاب را قانون اساسی و لا یتغیر خویش می دانند و هرگز

راضی به ترک آن نیستند و همه آن را صحیح ودرست دانسته وحتی آنرا معتبر ترین کتاب بعد از

قرآن می دانند .

 این خود واضح است که وقتی افرادی؛ اعتماد آنها بر کتابی است که پر از احادیث ضعیف و موضوع

 است و در لا بلای اوراق آن خرافات و داستانهای دروغین گنجانده شده است ، این نوع افراد دانسته

ویا ندانسته خرافاتی وبدعتی می شوند.

ناگفته نماند که این خرافات وبدعاتی که افراد این جماعت انجام می دهند سنّت دانسته و به نیّت

ثواب انجام می دهند بنا بر این اگر به آنها تذکر هم داده شود نمی پذیرند و با گفتن (مگر اینکه شما

از بزرگان بهتر می فهمید) شما را رد کرده و بر خرافات وبدعاتشان پافشاری می کنند.

لذا برادران جماعت تبلیغ اگراندکی به علم توجه دهند یعنی اول درس خوانده وبعد مبلّغ و داعی

دین شوند وبه جای (فضائل اعمال) کتابی را که تمام اهل سنت برآن اتفاق نظر دارند و آن را صحیح

 ترین کتاب بعد از قرآن می دانند یعنی : (صحیح بخاری) را بخوانند و به ترجمه وتفسیر قرآن توجه

دهند ان شاء الله تعالی این خرافات از میان آنها کم شده و دعوتشان رونق بیشتری خواهد گرفت .

در اینجا مناسب می دانم که به دو حدیث درباره بدعت اشاره کنم تا حقیقت بدعات و خطرناک بودن

آنها بر همه گان واضح گردد.

در روایت صحیح بخاری ازعايشه رضى الله عنها روايت است كه رسول خداصلى الله عليه وسلم

فرمودند:من أحدث فى أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد.

يعنى: هركس چیز جديد وبدعتى را در دستورات ما ايجادكند كه در آن نباشد ،آن رد است.

ودر روايت دیگرى در صحیح بخاری ازعايشه رضى الله عنها روايت است كه رسول خدا صلى الله

عليه وسلم فرمودند: من عمل عملا ليس عليه أمرنا فهورد.

يعنى: هركس كارى را انجام دهد كه مطابق بادستورات ما نباشد آن رد است.

آنچه از اين دو حديث واضح مى شود اين است كه :هرگفتارويا كرداری که مطابق با دستورات پیامبر

صلى الله عليه وسلم نباشد آن بدعت است.

لذا اگركارى ويا جريانى بود كه به أمور دنيوى بستگی داشت مانندچه نوع ساعتی داشته باشيم چه

 نوع منزلی برایمان بسازيم ،به اين نوع كارها و چیزها گرچه جديد ونو اند، ولی در اصطلاح شرعت به

 آنها بدعت گفته نمى شود.وهیچ عالم دینی به اینها بدعت نگفته است ،زيرا رسول خدا صلى الله

عليه وسلم در باره امور دنیوی فرموده اند : (أنتم أعلم بأمور دنياكم منى). يعنى شما جريان دنيايتان

را از من بهترمى دانيد .

 لذا ما در امور دنیوی تا زمانيكه با شريعت مخالفتى نداشته باشد آزاد هستیم هر کارو به هر نحوی

 که  می خواهیم انجام دهیم بشرط این که با شریعت مخالف نباشد  و این کار ما و بدعت محسوب

 نمی شود.

 ولی کاری که مربوط به امور دینی است از قبیل نماز، روزه، دعا، امر به معروف ونهی از منکر وغیره

اگر با شریعت برابری نداشته باشد ودر آن چیز جدیدی اضافه شده باشد بدعت و مردود است.

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 21:32  توسط اصلاح گر  | 

 

پذیرش دموکراسی یکی از بزرگترین عیوب اخوان المسلمین

یکی از عیوب بزرگ اخوان المسلمین و دیگر احزاب سیاسی این است که معتقد و داعی

دموکراسی اند و در حالی که دموکراسی کفر ومخالف با اسلام است برای اثبات این مطلب

مقاله زیر را مطالعه فرمایید.

کلمه دموکراسی از کلمه DEMOS ( ديموس ) که به معنای عموم مردم و یا ملت است و

کلمه KRATIA ( كراتيا ) که به معنای حکم وفیصله است گرفته شده پس معنای دموکراسی

 یک حکم عموم مردم و فیصله ملت.

دموکراسی یک نظام مخالف با اسلام است زیرا در دموکراسی حکم ،فیصله و قانون بوسیله

اکثریت نمایندگانی را که مردم برای مجلس قانون گذاری و قوه مقننه خویش بر گزیده اند تصویب

می شود.

پس حکم وقانون گذاری به غیر الله داده شده و در حالیکه خداوند منان می فرماید: ( فَالْحُكْمُ

لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ) غافر/12 یعنی حکم وقانون گذاری از آن معبود به برتر و بزرگ است.

ونیز می فرماید : ( إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ .... ) يوسف/40

همانا حکم برای هیچ کس به جز معبود به حق نیست...

 و در جایی دیگر می فرماید : (أَلَيْسَ اللَّهُ بِأَحْكَمِ الْحَاكِمِينَ) التين/8

 آیا معبود به فیصله کننده ترن فیصله کندگان نیست؟!

و آیات متعدد دیگری که در قرآن آمده وبیانگر این مطلب است که حکم از آن ملت نیست از آن

خداوند منان است وبس.

اصل این است که خداوند منان آفریدگار این انسان است واز همه بهتر و خوبترمی داند که چه

نوع قوانینی برای این انسان بهتر ومناسب تر است.  نکته دیگراینکه انسانها از نظر عقلی ،

اخلاقی و عادات با یک دیگر متفاوت اند وحتی نمی دانند که چه برای خود آنها مناسب و

سازگار تر است چه جای که بتوانند این را تشخیص دهند که برای دیگران چه مفید وبهتر است.

آری عموما تمام فسادات وبی بند باریهای که امروزه در جهان ودر میان ملتها وکشورها دیده

می شود نتیجه همین دموکراسی است.

ودر این شکی نیست که نظام دموکراسی یکی از انواع معاصر شرک  در حکم و قانون گذاری

 است زیرا این خاصه خداوند است نه نمایندگان قوه مقننه ویا همان نمایندگان مجلس که در

 اصل نمایندگان بعضی از افراد ملت اند.

در اینجا باید به یک نکته بسیار مهم توجه نمود که امروزه بسیار از مردم فکر می کنند که

 معنای دموکراسی همان آزادی است این یک گمان غلط و نادرست است گرچه آزادی نیز از

اجزاء  ومطالب دموکرسی است و هدف از آزادی در دموکراسی ، آزادی عقیده ، آزادی اخلاقی

و آزادی همه چیز است.  

ودر حالیکه در اسلام دو قانون است یک برای کسانی که کافر اند وتا به حال مشرف به اسلام

 نشدند در باره آنها خداوند می فرماید: لا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنْ الغَيِّ...... (256)

 یعنی اجباری در اسلام نیست هدایت از گمراهی جدا ومشخص شده است.

واما نسبت به کسانی که مشرف به اسلام شده اند می فرماید: وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلا مُؤْمِنَةٍ إِذَا

 قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمْ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً

مُبِيناً (36) احزاب .

هیچ مرد و زن مؤمنی در کاری که خداوند وپیامبرش فیصله نموده باشند از خود اختیاری در

 آن ندارد ( وباید تابع دستور خدا ورسولش باشد) و هرکس که نافرمانی خدا ورسولش را

می کند او قطعا گرفتار گمراهی کاملا آشکاری شده است.


نکته دیگری را که باید متذکر شویم این است که بعضی تصورشان بر این است که دموکراسی

 همان شوری است که در اسلام برآن تأکید شده است این گمان نیز بنا بر دلایل زیر فاسد

وبی اعتبار است.

1 ) شوری در امور واتفاقات جدیدی است که حکم تصریحی از قرآن وسنّت در آن مورد ؛ بنزد

اهل شوری نیست و دیگر اینکه شوری حق تصویب قانونی بر خلاف آنچه که در شریعت یعنی

 قرآن وسنّت آمده است را هر گز ندارد. و اما  دموکراسی در تمام امور حتی در امور قطعی

 که در قرآن وسنت بطور قطعی ثابت شده همانند حرام بودن سود و ربا و یا حرام بودن شراب

 وامثال اینها مداخلت می کند و می تواند آنها را زیر سوال برده ویا بر خلاف آن قانون تصویب کند.


2 ) اعضای شوری باید علماء و دانشمندان و متبحران در علوم اسلامی و دانش روز باشند وهرگز

 اهل فسق و فجور وافراد بی خبر از دین ودنیا را نماینده وعضو شوری نمی کنندولی در نظام

دموکراسی این معنی ندارد و گاهی مفسدترین وفاسق ترین و حتی کافر وزندیق نیز نماینده

مجلس شده و در باره وضع قوانین نظر می دهد و ای چه بسا بر نظریات او همتایان او قوانین

ضد اسلامی وبشری وضع شده وبه تصویب و مرحله اجراء می رسد.

3 ) شوری نمی تواند حاکم ورئيس حکومت را مجبور به اجرای حکمی کند زیرا حاکم و رئيس

دولت گاهی بنا بر درست وخوبتر تشخیص دادن نظر یکی از اعضای شوری آنرا ترجیح می دهد

 ونظر اکثریت را رد می کند بر عکس دموکراسی که به نظر اکثریت اعضاء اهمیت داده و آن را

تصویب می کند . حالا اگر اکثر اعضای مجلس را غیر مسلمانها تشکیل می دادند و نظری را به

 تصویب رساندن که بر خلاف اسلام است همه باید به آن قانون احترام بگذارند .


4 ) شوری حدود وقوانینی دارد و نمی تواند پا را از آن فراتر بگذارد بر خلاف دموکرسی که پایبند

 هیچ حدود و قوانینی بجز اکثریت نیست.

دوستان عزیز اگر جریان اکثریت را نگاه کنیم در جهان ؛ کفار از مسلمانان بیشتر اند و در میان

مسلمانان؛ پابندان و عمل کنندگان به اسلام بسیار کم اند پس اگر اکثریت را اعتبار کنیم هر گز

نمی شود قوانین اسلام را اجرا کرد زیرا هر گز فاسقین وکفار راضی به اجرای اسلام نخواهند

 شدند.

خداوند منان در باره اکثریت  می فرماید:

(ولكن أكثر الناس لا يعلمون) الأعراف: 187؛ یعنی : ولی اکثر مردم نمی دانند.

ونیز می فرماید: (ولكن أكثر الناس لا يؤمنون) هود: 17.  یعنی : ولی اکثر مردم ایمان

 نمی آورند.

وهمیشه اهل حق ومسلمانان در اقلیت بسر می برند خداوند منان در این باره می فرماید:

 (إلا الذين آمنوا وعملوا الصالحات وقليل ما هم) ص: 24.

یعنی : مگر کسانی که ایمان آورده اند و آنها بسیار کم اند.

نیز می فرماید: (وقلیل من عبادی الشکور) 13 سبأ یعنی : اندکی از بندگان من شکر گذار اند.

 در پایان مناسب می دانم که این را متذکر شوم که هرگز در نظام دموکراسی اکثریت واقعی

 حکم فرما نیست وهمیشه اقلیت حکم می کند پس این ادعا که در نظام دموکراسی اکثریت

حکم فرمااست یک ادعای غلط ، دروغین و یک افسانه ی سیاسی است بعنوان مثال به مثال

 زیر توجه فرمایید: در کشوری سه نماینده برای ریاست جمهوری کاندیدا شده اند و این کشور

 بیست میلیون جمعیت دارد کاندیدای اول هفت میلیون رأی آورده و کاندیدای دوم شش میلیون

رأی آورده و کاندیدای سوم پنج ملیون رأی آورده و دوملیون نفر هم به پای صندوقهای رأی حاضر

 نشده ورأی نداده اند حالا خوب توجه نماید که نماینده ای که به مقام ریاست جمهور نایل شده

وبه کاخ ریاست راه یافت هفت میلیون موافق و سیزده میلیون مخالف دارد حالا بنظر شما اکثریت

حکم فرما اند ویا اقلیت؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 17:41  توسط اصلاح گر  | 

 

این وبلاگ از یک مسلمان بی تعصب و حامی کتاب الله و سنّت است، که بدون تعصب؛ بعضی از افکار (اخوان المسلمین، جماعت تبلیغ، تصوّف و مکتب قرآن) را به بحث می کشاند و ایرادات شرعی آنها را بیان می نماید.
لذا بنده از شما خواهانم که با انتقادات و پیشنهادات خود ما را در این راه یاری نمایید تا بتوفیق خداوند و همکاری شما بتوانیم در جهان اهل سنّت گامی بس قوی و درستی را بسوی اصلاح اندیشه ها بر داشته و خدمتی به دین انجام داده باشیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 18:15  توسط اصلاح گر  |